السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )
30
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )
نظرى دوباره بر غايت حكمت الهى در اين قسمت اشارهء دوبارهاى به غايت فلسفه شده و دو چيز به عنوان غايت آن بيان شده است : يكى جداسازى موجود حقيقى از غير حقيقى و ديگرى ، شناخت علل عاليهء وجود . « 1 » پيش از اين ، دربارهء جداسازى و تشخيص موجودات حقيقى از غير حقيقى به تفصيل سخن گفتيم . اما دربارهء شناخت علل عاليهء وجود ، به ويژه واجب تعالى كه علت نخستين است ، بايد گفت : حكمت الهى به دو بخش عمده تقسيم مىشود : امور عامّه - كه دربارهء موجود مطلق و احكام و تقسيمات گوناگون آن بحث مىكند - و الهيات بالمعنى الاخص كه از واجب تعالى و اوصاف سلبى و ايجابى و اسماى حسناى او سخن مىگويد . در واقع آنچه تاكنون دربارهء تعريف ، موضوع و غايت حكمت الهى گفته شد ، همه به بخش امور عامه مربوط مىشود - كه دربرگيرندهء حجم عمدهء بداية الحكمه است و يازده مرحله ( بخش ) از مراحل دوازدهگانهء آن را به خود اختصاص داده و تنها مرحلهء دوازدهم دربارهء واجب تعالى سخن مىگويد - و بخش دوم ، علم جداگانهاى بهشمار مىرود كه بايد آن را خداشناسى فلسفى ناميد . موضوع اين بخش - يعنى الهيات بالمعنى الاخص - واجب الوجود تعالى است و غايت آن ، آشنايى با آفريدگار هستى ، صفات و اسماى حسناى او مىباشد .
--> ( 1 ) . كلام مؤلف بزرگوار - كه رحمت خداوند بر او باد - در اينجا ، با آنچه در صدر بحث بيان كردند تفاوت مشهودى دارد . در آنجا معرفت موجودات به نحو كلى و تشخيص موجود حقيقى از موجود وهمى را به عنوان دو غايت براى حكمت الهى ذكر كردند و در اينجا ، به جاى معرفت موجودات به نحو كلى ، شناخت علل عاليه وجود را مطرح ساختهاند .